تبلیغات
اشعار و دست نوشته های وحید شاهرخیان - ناداری

اشعار و دست نوشته های وحید شاهرخیان

ناداری

دو سیر گلوله
یک پاکت باروت
چند ورق کبریت
و تفنگی خاموش
 استینی که سر پنجه اش نفخ کرده
خاطره ای که نم زده
و پوستینی پاره بدون پشم
و اسکلتی بدون استخوان
و سیگاری تهی از توتون
یک استکان خالی از قهوه
و جیبی سرشار از ارزو
یک دنیا امید و هزار چاله
 و مغزی که کم کم دم می کشد
ناداری ام از دنیا ست
 ودارایی ام دلی عاشق 
+ نوشته شده در دوشنبه 6 آبان 1392 ساعت 12:02 ق.ظ توسط وحید شاهرخیان نظرات |